ذبيح الله صفا
1276
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
صفوى يافته و طبعا سالها از زمان شاگردى او گذشته بود . اما شاگردى صائب در خدمت حكيم شفايى ( 966 - 1037 ه ) امرى مستبعد به نظر نمىآيد . گروهى از شاعران ميانه يا نيمهء دوم سدهء يازدهم هجرى هم چه در هند و چه در ايران يا بواقع در خدمت صائب شاگردى كرده و يا چندگاهى از فيض محضر او بهرهمند بودهاند مانند ملا محمد سعيد اشرف ، جوياى تبريزى ، ميرزا محسن تأثير ، خاضع ، فطرت ، نورس و جز آنان صائب مانند بعضى ديگر از غزلسرايان استاد عهد صفوى شاعر مديحهسرا هم بود و نام ممدوحانى چون ظفر خان احسن و پدرش خواجه ابو الحسن تربتى و شاهجهان و شاه عباس دوم در قصيدههاى زيبايش مخلد گرديده است و تذكرهنويسان در اين راه هم بيكار ننشسته و نوشتهاند كه چون شاه سليمان بر تخت شاهى نشست ( 1077 ه ) صائب در مطلع غزل زيرين به آن پادشاه نظر داشته : احاطه كرد خط آن آفتاب تابان را * گرفت خيل پرى در ميان سليمان را و شاه سليمان كه تازه خط بر چهرهاش مىدميد با شنيدن اين بيت از شاعر رنجيد و ديگر با او سخن نگفت ، و عجب اينست كه بعضى از متأخران « 1 » هم همين افسانه را در شرح حال صائب نقل كرده و به ياد نداشتهاند كه صفى ميرزا پسر ارشد شاه عباس دوم هنگام جلوس سليمان نام نداشت و اين نام را چندگاهى بعد از جلوس اختيار كرد ، و ازين گذشته خلق يك مضمون با استفاده از داستان سليمان و خيل ديوان ( در اينجا پريان ) كه بر گرد او بودهاند ، چه ربطى مىتواند با نام شاه سليمان پيدا كند و اگر چنين ربطى وجود داشت مقصود صائب از آن « پريان » كه گفته چه كسانى از حاضران مجلس تاجگذارى بودهاند ؟ ! صائب از شاعرانيست كه هم در عصر و زمان خود در هند و ايران و روم
--> ( 1 ) - ترجمهء شعر العجم ، ج 3 ص 162 - 163 بنقل از خزانهء عامره .